نشست ادبی بزرگداشت حافظ و مولانا

15

نشست ادبی بزرگداشت شاعران ایران حافظ و مولوی در آستانه روز بزرگداشت حافظ عصر روز جمعه ۱۰ اکتبر برابر ۱۸ مهر ۱۴۰۴ در انجمن ادبی صربستان و باحضور جمعی از فرهنگ دوستان و علاقمندان زبان و ادبیات فارسی و هموطنان مقیم برگزار شد .

در این نشست ادبی دکتر نناد میلووشویج رئیس انجمن ادبی و شاعر، دکتر عمرا خلیلویچ ایرانشناس، نویسنده و استاد زبان فارسی، آقای پتار یاناچکویچ مترجم زبان فارسی، امیر پورپزشک رایزن فرهنگی وآقای امیرعلی نتاج دانشجو در باره این دو شخصیت ادبی سخنرانی کردند.

خوانش بسیار زیبای اشعار حافظ و مولانا توسط خانم زهرا علیدوستی دانشجوی ایرانی و ترجمه روان به صربی توسط آقای امیر علی نتاج مورد توجه و استقبال حاضران قرار گرفت.

آقای نناد میلوشویچ رئیس انجمن ادبی صربستان در نشست ادبی بزرگداشت حافظ و مولانا گفت:

ما وارثان سنت بزرگ شعر فارسی هستیم، و همان‌طور که می‌بینم، این سنت هنوز زنده و شناخته‌شده باقی مانده است. ترجمه‌ها و آثار دیگر نیز این حقیقت را تأیید می‌کنند.

این شعر جایگاه خود را در مجموعه‌های ما دارد، اما نه به اندازه‌ای که شایسته‌ی آن است؛ در حالی که واقعاً سزاوار توجه فراوان است، زیرا به‌طرز شگفت‌انگیزی مدرن و روزآمد باقی مانده است.

اگر بخواهم درباره‌ی مدرنیته‌ی شعر مولوی و حافظ و به‌طور کلی زیبایی‌شناسی آن‌ها سخن بگویم، باید بپرسم: چرا این شعر هنوز پس از هفتصد یا هشتصد سال زنده است؟ چرا همچنان زیبایی و حقیقتی دارد که با انسان امروز پیوند می‌یابد؟

این پدیده همیشه مرا به تفکر و پرسش وامی‌دارد، و احساس می‌کنم تا پایان عمر در برابر آن شگفت‌زده و متفکر باقی خواهم ماند.

به‌گمان من، پاسخ به برخی پرسش‌ها درباره‌ی شعر حافظ و مولوی تنها زمانی ممکن است که ما خود بیندیشیم، همان‌گونه که آنان می‌اندیشیدند. آنان می‌کوشیدند دانش عرفانی را برای همه‌ی مردم قابل‌فهم کنند — برای کسانی که شاید اهل قلم و درس نباشند، اما گوش شنوا دارند. به همین دلیل، داستان‌های مولوی اغلب به صورت حکایت و تمثیل است و با مردم عادی سخن می‌گوید؛ با کسانی که شاید آموزش رسمی ندارند، اما در دل خود عشق به خدا و محبت به دیگران دارند. پیام مولوی دقیقاً برای همین مردم است، و در اثری که امروز درباره‌ی آن سخن خواهیم گفت نیز همین ویژگی دیده می‌شود.

آموزه‌های عرفانی مولوی شاید همیشه برای همگان آسان نباشد، اما پیام او جهانی است و با هر انسانی ارتباط می‌گیرد.

وی افزود ادبیات فارسی هنوز زنده و معاصر است. امروز، پس از هفت یا هشت قرن، می‌بینیم که همچنان زنده و تأثیرگذار باقی مانده است.

پورپزشک رایزن فرهنگی کشورمان در سخنانی گفت:

حافظ و مولانا در فرهنگ ایران جایگاهی جاودانه دارند وآثارشان نه تنها یک اثر ادبی، بلکه بخشی از هویت مردم ایران است.

وی نظر برخی از بزرگان ادبیات جهان از گوته تا امرسون و فیتزجرالد و نیچه را درباره حافظ مورد اشاره قرار داد و ویژگی های شعر حافظ را تشریح کرد .او در این زمینه به چندلایگی معانی غزل‌های حاغظ، موسیقی دلنشین و آهنگین بودن، پیوند عشق زمینی و عشق الهی و استفاده از زبان عشق انسانی برای بیان حقیقت‌های عمیق عرفانی و الهی، نقد اجتماعی زمانه خود و تصویرپردازی خیال‌انگیز در اشعار اشاره کرد و اظهار داشت حافظ شاعری است که نه تنها در روزگار خود برای همه اعصار طرحی نو درانداخت

خانم دکتر عمرا خلیلویچ در مقاله خود با عنوان «حقیقت در ادبیات و شعر سنتی فارسی؛ با تأکید بر اندیشه های مولانا و حافظ» گفت: در شعر عرفانی فارسی، حقیقت نه امری ایستا، استاتیک، نهایی و تمام شده، بلکه واقعیتی زنده، سیال و فراگیر است.

سنت ادبی و شعر عرفانی فارسی همان آرمانی از شعر را محقق می سازد که افلاطون، پیندار و سیسرون همیشه رویای آن را در سر داشتند؛ شعری که در عین الهی بودن صرفاً از مجرای اندیشه شاعر عبور کند؛ شعری که در عین مفاهیم عاطفی و شاعرانه محتوایی کاملاً حقیقی و جان بخش را عطا کند. و این به معنای پیوند الهام الهی و شناخت حقیقی انسان، یا پیوند شور و خرد است. جناب مولوی با نماد نی و جناب حافظ با تصویرهای سمبولیک می و عشق، شعر را راهی برای خودشناسی ربانی می دانند.

در میراث ادبی عرفانی فارسی، حقیقت و خیال و مفاهیم استعاری در عمیق ترین سطح خود در هم می آمیزند و فضایی شاعرانه می آفرینند که در آن هر بیت و هر کلمه انعکاس خاصی از حقیقت ناب الهی است؛ و بدون در نظر گرفتن این انتساب همیشگی شعر عارفانه فارسی به حقیقت الهی، نمادها و استعاره ها و سبمل های به کار رفته در ابیات آن ها بههیچ عنوان امکان تفسیر صحیح پیدا نخواهند کرد.

پتار یاناچکویچ مترجم آثار ادبی از فارسی نیز در سخنانش گفت:

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی (۱۳۱۵–۱۳۸۹م) از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین شاعران فارسی‌زبان است. او با لقب‌هایی چون لسان‌الغیب و ترجمان‌الاسرار شناخته می‌شود. شهرت جهانی‌اش پس از ترجمه اشعارش به زبان‌های اروپایی در قرون ۱۸ و ۱۹ افزایش یافت. حافظ در جوانی نانوا و نسخه‌نویس بود و در علم و قرائت قرآن مهارت داشت. مفهوم «رندی و زهد» اساس فلسفه و جهان‌بینی حافظ است که بر دوری از ریا و تعصب تأکید دارد. او غزل فارسی را به اوج رساند و در آثارش تلفیقی از فرهنگ ایرانی، اسلامی و عرفانی پدید آورد. اندیشه‌اش با مولوی هم‌ریشه اما در بیان متفاوت است؛ هر دو را «قرآن فارسی» نامیده‌اند. شعر حافظ پیام‌آور امید، شادی و آرامش درونی است و تأثیری عمیق در ادبیات شرق و غرب بر جای گذاشته است.

امیرعلی قاسم نتاج نیز درسخنانی به نمایندگی از دانشجویان ایرانی اظهار داشت:

برای ما ایرانیان، حافظ تنها یک شاعر نیست، بلکه صدای فرهنگ، روح و امید ماست. دیوان حافظ تقریباً در همه خانه‌های ایرانی پیدا می‌شود و هنوز هم مردم برای گرفتن الهام یا آرامش به اشعار او رجوع می‌کنند. ما این کار را «فال گرفتن» می‌نامیم.

جالب است بدانید که حافظ فقط شاعر ایرانیان نیست. اشعار او به بسیاری از زبان‌ها از جمله صربی ترجمه شده است. اندیشه او درباره عشق و آزادی جهانی است و مرزها را درمی‌نوردد. به همین دلیل او را پلی میان ملت‌ها و فرهنگ‌ها می‌دانیم.

امروز که روز حافظ را گرامی می‌داریم، در واقع ارزش‌هایی را جشن می‌گیریم که میان همه انسان‌ها مشترک است: عشق، صلح و تفاهم. باور دارم همین ارزش‌هاست که ایران و صربستان را به هم نزدیک می‌کند.

حافظ گفته است: «هر جا عشق هست، آنجا خدا هست.» این پیامی است که امروز می‌خواستم با شما در میان بگذارم.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.